مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
233
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
كه بالا گرفتند . آنگاه زمين را بگسترد و با كوهها استوار كرد « و روزيها را در آن مقرّر كرد . » ( 41 : 10 ) و « سپس در آسمان استوى كرد كه به گونهء دخانى بود . » ( 41 : 11 ) هيچ يك از مسلمانان و كسانى كه به كتاب و رسالتى از سوى خداوند ايمان دارند در اين مسئله اختلاف ندارند كه آنچه جز خداست مخلوق است و محدث ، اگر چه در باب آفرينش و احداث سخنى نرفته باشد . و همانا قصد ما آن است كه نخستين آفريده را باز شناسيم اگر امكان داشته باشد . روايات از وهب بن منبّه و جز او از فرزندان اهل كتاب مختلف است . از عبد الله بن سلام روايت شده است كه « خداى نورى بيافريد و از آن نور ظلمتى بيافريد و باز از آن ظلمت نورى بيافريد و از آن نور آبى بيافريد و از آن آب همه اشياء را مىآفريند . » و از وهب بن منبّه روايت شده كه گفت : در ميان چيزهايى كه خداى تعالى بر موسى بن عمران فرو فرستاده است چنين يافتم كه خداى تعالى چون خواست كه خلق را بيافريند ، روح را بيافريد ، سپس از روح هوا را بيافريد ، آنگاه از هوا نور و ظلمت را بيافريد ، سپس از نور آب را بيافريد و آنگاه به آفرينش آتش و باد پرداخت و عرش او بر آب بود . و از بعضى از شيعيان شنيدم كه بر آن بودند كه نخستين چيزى كه خداى بيافريد نور محمد و على بود . و اينان در اين باب روايتى نيز نقل مىكنند و خداى به حقيقت آن داناتر است . و حكيمان عرب و كسانى از عرب كه بر آيين يكى از پيامبران الاهى بودهاند ، در اشعار و خطبههاى خويش چگونگى آغاز آفرينش را ياد كردهاند از جمله سخن عدى بن زيد عبادى است كه وى نصرانى بوده است و كتب را مىخوانده است : بشنو سخنى ، مگر آنكه روزى آن را بازگو كنى / سخنى از عالم غيب آنگاه كه پرسندهاى از تو جويا شود / كه چگونه خداوند جهان ، نعمت خويش را در ميان ما آشكار كرد / و آيات نخستين خويش را به ما شناسانيد : / در آغاز بادها بود و آبهاى خيزابى / و تاريكيى كه هيچ روزنه و شكافى در آن نبود / پس فرمان داد به تيرگى سياه تا بشكافت / و آب را از كارى كه پيشهاش بود بازداشت / و زمين را گسترش داد . پس اندازه بخشيد / در زير آسمان ، يكسان ، آن گونه كه كرد / و خورشيد را رهگذارى كرد آشكارا / ميان روز و شب كه برافزوده بود / آفريدگان خويش را در شش روز آفريد / و واپسين چيزى كه بيافريد انسان بود . و ايرانيان از دانشمندان آيين خويش و موبدانشان چنين حكايت كردهاند كه